سوغاتی...
عزیزم هفته قبل مادرو پدر جون و دایی عادل رفته بودن مشهد و من وتو خیلی تنها شدیم وتو هم همش بهونه دایی عادلو می گرفتی و باهاش حرف میزدی تا اینکه اومدن و کلی سوغاتی های قشنگم واسه دخملی من آوردن دستشون درد نکنه . ...
نویسنده :
مامانی و بابایی الیسا جون
16:25







