این روز های تو....
الیسای من ... دختر قشنگم از اینکه یه دختر مهربون و با محبتی مثل تو دارم خدارو روزی هزار بار شاکرم . عزیز دلم تو وروجک خونه ما هستی و با کارات سکوت خونمونو میشکنیو (البته مامانی هم همچون بی سرو صدا نیست ) . با اینکه روز های آخره و منم کلی کار عقب افتاده دارم اما شما همچنان بیشتر از قبل همه جا رو بهم میریزیو منم نمیدونم این صبر و این حوصله از کجا پیداش شده که نه تنها بهت چیزی نمیگم بلکه خوشمم میادو و بعد اینکه دیگه جا واسه راه رفتن نیست کل وسیلتو جمع میکنم . خیلی مهربونی و من و بابایی کشته این مهربونیتیم . دخترم خیلی دوس داری خونمون مهمون بیاد و هر کسی بیاد کلی خوشحال میشیو بازی میکنی اما لحظه رفتن اشکای نازت دلمو بدرد...
نویسنده :
مامانی و بابایی الیسا جون
11:09












